ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...
ﺩﻟﺖ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮐﺎﺭﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ..
ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮕﻪ ... ﺷﺎﯾﺪﻡ ﻭﺍﺳﻪ
ﺧﻮﺩﺕ ...
ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﮔﻮﺵﮐﻨﻪ ...
ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﺑﮕﻪ ... ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ..
ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ ﮐﺎﻓﯿﻪ ...
ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ، ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ پیام ﺑﺪﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ .. ؟؟!!
يه خنده ی تلخ ...
ﯾﻪ ﺁﻩ ﺁﺭﻭﻡ ...
ﺑﻐﻀﺖ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﮔﻠﻮﺕ ﺣﺒﺲ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﯽ
.... بیخیال ....
نظرات شما عزیزان:
باران که می آید
حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد
تپش های قلبم به شماره می افتد
دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد
دلم سخت می گیرد
حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد
تپش های قلبم به شماره می افتد
دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد
دلم سخت می گیرد
تو در تخت
من در تخت
تو با او
من با تیغ
امشب هر دو خونی می ریزیم
تو از میان پاهایت
من از رگ دستانم
امشب خانومی میشوی برای خودت
ومن کولی دم مرگ
که حتی با دیدن خون رگ هایش
به یاد سرخی لبانت می افتد...
به منم سر بزن
پاسخ:مرسی اومدی وبم
وبلاگی بس زیبا داری داوش حبیب.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:فدامدا قابل نداره
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:فدامدا قابل نداره
ببیـــــــــن مخاطب خاصـــ ــ ـــ ـ ـــ ــ ــ ــ ـ ــــ ـــــــــــــــم....بــآرون کـ ـ ـه سـهـ ـ ـله!!!!
زیـ ـ ـ ـ ـ ر فشـ ـ ـ ـ ـ آر مستقیـــــــــم شیلنگ آتش نشــانـ ـ ـی هم....
یـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـآدت نمیـ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ـ ـ ـ فتم!!!!!!
زیـ ـ ـ ـ ـ ر فشـ ـ ـ ـ ـ آر مستقیـــــــــم شیلنگ آتش نشــانـ ـ ـی هم....
یـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـآدت نمیـ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ـ ـ ـ فتم!!!!!!
...... 

ساعت22:38---8 آذر 1393
.gif)
.gif)
هعیییییییییییییییی
برچسبها: